
خبرگزاري فارس: يك تهيهكننده برنامه كنسرتهاي ملي و بينالمللي گفت: بازيگر نقش جومونگ براي دومين بار راهي ايران ميشود.
محسن شريعت ششم مهر در گفتگو با خبرنگار فارس در شيراز افزود: پس از آنكه نخستين دعوتكننده ايراني، يك شركت توليدات صوتي و تصويري، با طرح ابتكاري خود از سونگ ايلگوک، بازيگر قدر مجموعه افسانه جومونگ، در مرداد ماه سال جاري دعوت به عمل آورد، دريچهاي گشوده شد تا ساير تهيهكنندگان ايراني نيز براي تعامل بخشي بيشتر بين مردم خود با بازيگران فراسوي مرزهاي سرزمينمان، پل ارتباطي قويتري با كشور كره برقرار كرده و بر تداوم برنامههاي فرهنگي بينالمللي همت گمارند.
شريعت اضافه كرد: براي اولين بار قصد داريم تا در استان كرمان به بسط برنامههاي هنري بينالمللي بپردازيم و براي تحقق اين امر از دو بازيگر حرفهاي و معروف مجموعه جومونگ سونگ ایل گوک ايفاگر نقش جومونگ و هان هی جین ایفاگر نقش سوسانو آغاز كرديم.
وي ادامه داد: البته در پياده كردن اين طرح تنها كرمان مدنظر نيست و در حال چيدن تدارك تور 10روزهاي براي اين دو بازيگر هستيم تا در چندين شهر مختلف كشور و هر شهر، يك روز توقف داشته باشند و به جمع استقبالكنندگان خود طي يك يا دو سانس بپيوندند.
اين تهيهكننده برنامه كنسرتهاي ملي و بينالمللي اضافه كرد: در همين راستا، رايزنيهاي لازمه صورت پذيرفته و حدود 90 درصد كار انجام شده و درحال بستن قرار داد با دو كاراكتر اصلي اين سريال كرهاي هستيم.
شريعت بيان كرد: شهرهاي ديگري كه براي اجراي برنامه و سفرشان پيشبيني شده شامل تهران، كرج، بندرعباس، شيراز، اصفهان و مشهد است و اين وعده را به مردم خوب شهرهاي در نظر گرفته ميدهم كه تا آخر آبان ماه بتوانند در كنار اين دو نقش آفرين افسانه جومونگ باشند.
وي علت دعوت دوباره از شخصيتهاي بازيگر كرهاي را تاريخچه نبردهاي كره با توجه به صحنههايي كه در سريالها و فيلمهاي سينمايي اين كشور بارها و بارها به تصوير كشيده شدهاند، ذكر كرد و گفت: فرهنگ مبارزاتي آنها شباهت بسيار زيادي به جنگهاي گذشته ما دارد و همين مسئله موجب شد تا مردم گرايش بيشتري به سوي ايفاگران نقشها و فيلمهاي اينچنيني داشته باشند، چرا كه تداعي گر جنگجويان خودشان است.
وي افزود: همانطور كه در آخرين سريال پخش شده از كشور كره در شبكه سه ايران شاهد بوديم، اكثر مردم آنها را نمونهاي از رستم و پهلوانان ديگر خاك ميهنمان ميدانند، كه بر آن شديم تا خواستههايشان را بيجواب نگذاشته و بازيگران مشهور اين سريال را دوباره به ايران فراخوانيم.
وي در پايان اشاره كرد: به زودي اطلاعات دقيق تاريخ و مكانهاي حضور اين دو شخصيت نقش آفرين خارجي در شهرهاي ذكر شده از طريق رسانهها در اختيار علاقهمندان قرار ميگيرد.

بعضیاتون نتونستین کلیپ سونگ رو دانلود کنید.نمیدونم چرا واسه من که درسته
دوباره سعی کردم تو سایتای دیگه مثل 4shared و مدیافایر آپلودش کنم ولی به خاطر حجم زیادش ارور داد
حالا همون کلیپ رو با حجم کمتر گذاشتم که یکی از دوستان زحمت تبدیل فرمتشو کشیده
امیدوارم دیگه مشکلی تو دانلودش نداشته باشید






من چون همه حواسم به سونگ بود دستم تکون می خورد فیلم هم با موبایله کیفیتش زیاد خوب نیست ولی بازم قابل رویته
اگه دقت کنید ۲ بار صدای فارسی حرف زدنشو می شوید : من شما را دوست می دارم
طریقه دانلود:صفحه که باز شد Download Now رو بزنید بعد ۵۰ ثانیه صبر کنید سپس می نویسه Click here to start your download و باید here رو بزنید..مطمئنم دانلود میشه امتحان کردم






امروز صبح ساعت ۹ دوباره رفتم هتل استقلال..دیشب بهمون گفتن فردا صبح که برای مصاحبه مطبوعاتی میره میتونین ببینیدش
حدود ۳۰ ۴۰ نفر اومده بودن ولی خبری از سونگ نشد
بالاخره ساعت ۱۰ و نیم گفتن ساعت ۱۱ میاد بیرون تا برای نهار به رستورانی که دعوتش کردن بره
اما یک ساعت بعد گفتن برنامش کنسل شده و ساعت ۱ و نیم توی هتل نهار می خوره...ما رو هم که تو رستوران هتل راه نمی دادن پس مجبور شدم برگردم
شب ساعت ۸ بود که دوباره رفتم..
جمعیت زیاد بود تقریبا مثل دیشب
مهناز افشار٬مریم کاویانی و فتحعلی اویسی برای دیدن سونگ اومده بودن
دوستم که از ۷ صبح تو هتل بود گفت از برنامه در شهر و تازه ها هم برای مصاحبه باهاش اومدن
چند دقیقه بعد از اینکه رسیدیم میله های محافظ رو آوردن و گفتن سونگ به زودی میاد...یک ساعتی ایستادیم ولی خبری نشد
ساعت ۹ بود که گفتن زود برین جلوی ساختمان هتل بایستید تا جومونگ رو ببینید
مدیر برنامش گفت سونگ قراره بیاد تو بالکن و با طرفدارانش صحبت کنه
چند دقیقه گذشت.تو این مدت چند تا کره ای دیگه به بالکن اتاقای خودشون اومدن و دست تکون دادن
بالاخره سونگ رو دیدم...قبل از اینکه بیاد بالکن برای چند ثانیه پرده اتاق رو زد کنار و به بیرون نگاه کرد
بعدش اومد...نمیدونین چه خبر بود..
مثل همیشه خوشتیپ بود...کت و شلوار شیری پوشیده بود با پیراهن آبی کمرنگ
من که لحظه اول دیدمش دوباره اشکام ریخت..
خلاصه همش لبخند می زد و دست تکون می داد و بوس می فرستاد...ماه شده بود بچه ها
به فارسی گفت "من شما را دوست می دارم"
خیلی قشنگ و بامزه تلفظ کرد.تقریبا اینجوری : مان شما دوست می دارام
مردمم می گفتن "جومونگ دوستت داریم"
دیدارمون با سونگ حدود ۳ دقیقه و نیم طول کشید
واقعا خدا رو شکر که تونستم برم و دوباره ببینمش
نمیدونم چی بگم...توی تمام عمرم انقدر به اندازه این ۲ روز خوشحال نشده و از خوشحالی گریه نکرده بودم
مخصوصا امشب که ۱۰ برابر دیشب گریه کردم
خدا رو شکر...امیدوارم شما هم موفق به دیدنش شده باشین و اگه هم نشدین در آینده ببینیدش
مسئولان هتل گفتن فردا ساعت ۱۰ پرواز داره به دبی
خدا کنه بازم بیاد ایران
راستی بچه ها من تا یه مدت آنلاین نمیشم اگه کاری داشتین تو نظرات بگین
این کلیپ حجمش خیلی کمه زود دانلود میشه..مال ۲۷ مرداده تو هتل استقلال
یه نفر واسم بلوتوث کرد که دستش درد نکنه

ضیافت خانواده گلدیران و ال-جی با حضور جومونگ در سالن همایشهای صدا و سیما در تاریخ 28/5/88 با حضور گروه آریان برگزار شد.
در این مراسم گروه آریان از آلبوم های قدیم و جدید خود آهنگهایی را اجرا کردند.

بچه ها خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوشحالم.اونقدر که نمیتونم توصیف کنم
امروز رفتم هتل استقلال.با اعضای انجمن هواداران سونگ ایل گوک قرار گذاشته بودیم همه اونجا جمع بشیم
خیلی ترافیک بود ساعت ۵ و نیم رسیدم...وقتی رسیدم تقریبا همه بچه ها بودن
جلوی در هتل یه بیلبورد بزرگ گذاشته بودن که روش یکی از عکسای سونگ بود که واسه تبلیغات ال جی گرفته
کنارش هم نوشته بود Mr SONG IL KOOK Welcome To Iran
شلوغ بود..فکر نمی کردم این همه مردم بیان...اولش حدود ۳۰ نفر بودن بعضیاشون گفتن از ۱۱ صبح منتظرن
خلاصه مدتی اطراف هتل بودیم..نمیذاشتن بریم تو لابی
تا اینکه یکی از پرسنل اومد و گفت اگه ازدحام نکنین آقای "سانگ" رو میاریم
(جالب بود هر چی می گفتیم سونگ درسته می گفتن شما اشتباه می کنید سانگه)
چند دقیقه وایستادیم ولی سونگ نیومد..بالاخره یکی از پرسنل گفت ۶ و نیم میاد
۶و نیم شد ۸٬۸ شد ۸ و نیم و ۸ نیم شد ۹
بین این ساعت ها٬کلی زن و مرد کره ای از جلومون رد شدن که بهشون گفتیم آنیانگهاسیو اونا هم واسمون دست تکون می دادن
یه بارم ۲ نفر با لباس جومونگ که وقتی یانگ جو رو کشت پوشیده بود٬وارد حیاط هتل شدن
یه نفرم بود که لباس آهنی داشت و صورتشو پوشونده بود
یکی از جومونگی ها خیلی شبیه سایونگ بود یکیشونم فکر کردیم سونگه
دویدیم دنبالشون اما سونگ و سایونگ نبودن...چند تا عکس ازشون گرفتم ولی هر بار می اومدم دکمه رو فشار بدم صورتشونو بر می گردوندن
بعدا فهمیدیم که اون ۳ نفر چینی بودن
ساعت نزدیک ۷ و نیم بود که جلوی در ورودی هتل چند تا میله حفاظ گذاشتن ما هم رفتیم پشتش وایستادیم..خوشبختانه تونستم برم ردیف اول
حدود ۱ ساعت و نیم گذشت
ولی ارزششو داشت
بالاخره ساعت ۹ و ربع اومد
بچه ها دیدمش...باورم نمیشه
به خدا الان که این پستو میذارم هنوز دارم هق هق می کنم
قبل از اینکه بیارنش بهمون گفتن از پشت میله ها خارج نشین و به طرفش هجوم نیارین همه هم قبول کردن
ولی وقتی از دور اومد مردمی که جلو ایستاده بودن رفتن طرفش
چند ثانیه فقط صدای جیغ می اومد و صدای برین کنار محافظای سونگ
منم زرنگی کردم نرفتم سمت جمع.رفتم تقریبا آخرای مسیر ایستادم اونجا خیلی خلوت بود
تا اینکه از دور دیدمش..کت و شلوار مشکی پوشیده بود با پیراهن سفید
اول اینو بگم که داشتم فیلم می گرفتم اما از وقتی که سونگ رو دیدم حواسم از گوشی برگشت و همه فیلم سیاه شد
خب داشتم می گفتم
سونگ از کنار مردمی که رفته بودن جلو رد شد و رسید وسطای مسیر.منم همونجا بودم
بچه ها از نزدیک دیدمش.حدود ۹ ۱۰ ثانیه شد یکم کمتر
اونم منو دید
سونگ دقیقا جلوم بود فقط یکی از محافظاش جلوتر از خودش حرکت می کرد ولی صورتش قشنگ معلوم بود
خلاصه سونگ می اومد جلو منم دقیقا جلوش بودم
در همون حال می خندید و مردم رو نگاه می کرد که چندتاشون گریه می کردن
وای نمیتونم بگم چه لحظاتی بود...خدا رو شکر می کنم که تونستم ببینمش چون خیلی ها که اومده بودن از جمله دختر خالم موفق به دیدنش نشدن
انقدر اشک تو چشمام جمع شده بود که خدا میدونه
وقتی سونگ رو به طرف ماشینش بردن مردم دویدن دنبالش..منم که از همه جلوتر بودم زودتر از همه رسیدم
وقتی سونگ سوار شد چسبیدم به شیشه
سونگ هم دست تکون می داد و لبخند می زد
بهش گفتم سارانگهه٬کامساهامنیدا
الان دارم از گریه می میرم...تو هتل کلی گریه کردم حالا هم که اومدم خونه بدتر که نشده هیچ شدیدتر هم شده
خلاصه یه ۷ ۸ ثانیه ای هم سونگ رو از پشت شیشه ماشین دیدمش و بعد سرعت ماشین زیاد شد که دیگه هر چی دنبالش دویدیم نرسیدیم
همه چی واسم مثل یه خوابه انگار که واقعیت نداشته
نمیدونین چقدر ماه بود...همونی بود که فکر می کردم.انقدر قشنگ می خندید که نگو..خیلی مهربون بود خیلی خیلی زیاد
هر چی بگم کمه....خدایا شکرت
دیدن سونگ یکی از بزرگترین آزوهای زندگیم بود که بهش رسیدم
از شما دوستای گلم که دعا کردین بتونم ببینمش واقعا ممنونم....خیلی دوستون دارم
الهی قربونت برمممممممممممممممممممم


سونگ امروز برای دیدن بیماران سرطانی به موسسه محک میره ساعت ۱۱

۲۸ ساله شد

من خیلی دوستش دارم مخصوصا تو سریال گونگ